معنی volere - جستجوی لغت در جدول جو
volere
اراده داشتن، خوٰاستن
ادامه...
اِرادِه داشتَن، خوٰاستَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
doler
درد کردن، صدمه دیده
ادامه...
دَرد کَردَن، صَدَمِه دیدِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
voter
رأی دادن
ادامه...
رأی دادَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
volar
پرواز کردن، پرواز کن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
moler
خراشیدن، آسیاب کردن
ادامه...
خراشیدَن، آسیاب کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
dolore
اندوه، درد، آسیب رسانی
ادامه...
اَندوه، دَرد، آسیب رِسانی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
dovere
بدهکار بودن، وظیفه
ادامه...
بِدِهکار بودَن، وَظیفِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
colore
رنگ
ادامه...
رَنگ
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
solene
موقّر، رسمی
ادامه...
مَوَقَّر، رَسمی
دیکشنری پرتغالی به فارسی
valore
ارزشمندی، ارزش، شجاعت
ادامه...
اَرزِشمَندی، اَرزِش، شُجاعَت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vedere
دیدن، ببینید
ادامه...
دیدَن، بِبینید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volgers
دنبال کنندگی، پیروان
ادامه...
دُنبال کُنَندِگی، پِیرُوان
دیکشنری هلندی به فارسی
godere
لذّت بردن، لذّت ببرید
ادامه...
لَذَّت بُردَن، لَذَّت بِبَرید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری پرتغالی به فارسی
volare
پرواز کردن، پرواز کن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
violare
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vivere
زندگی کردن، زندگی می کنند
ادامه...
زِندِگی کَردَن، زِندِگی می کُنَند
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volgare
بی ادب، مبتذل
ادامه...
بی اَدَب، مُبتَذَل
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
votare
رأی دادن
ادامه...
رأی دادَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
solare
خورشیدی
ادامه...
خُورشیدی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
potere
توانستن، آب نبات، قدرت
ادامه...
تَوانِستَن، آب نَبات، قُدرَت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
violer
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری فرانسوی به فارسی
colère
خشم، عصبانیّت
ادامه...
خَشم، عَصَبانیَّت
دیکشنری فرانسوی به فارسی
voler
پرواز کردن، پرواز کن، دزدی کردن، دزدیدن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن، دُزدی کَردَن، دُزدیدَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
dolere
درد کردن، صدمه دیده
ادامه...
دَرد کَردَن، صَدَمِه دیدِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
oler
بو کردن، بو، بوییدن
ادامه...
بو کَردَن، بو، بوییدَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی