معنی زوازی - لغت نامه دهخدا
معنی زوازی
- زوازی(زَ)
- جمع واژۀ زیزاءه. (ناظم الاطباء). رجوع به زیازی و زیزاء و زیزاءه شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زوازی
موازی
- موازی
- همسویه، رو با رو مقابل برابر، دو خط یا دو سطح که تمام نقاط برابر آنها نسبت بیکدیگر بیک فاصله باشند و هر قدر آنها را امتداد دهیم بهم نرسند
فرهنگ لغت هوشیار
نوازی
- نوازی
- در ترکیب حاصل مصدر سازدبمعنی مهربانی کردن لطف کردن: بنده نوازی چاکرنوازی کوچک نوازی مهمان نوازی
فرهنگ لغت هوشیار