معنی زوارق - لغت نامه دهخدا
معنی زوارق
- زوارق(زَ رِ)
- جمع واژۀ زورق. (ناظم الاطباء). رجوع به زورق شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زوارق
زوارق
- زوارق
- دهی از دهستان بناجو است که در بخش بناب شهرستان مراغه واقع است و 1052 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)
لغت نامه دهخدا
بوارق
- بوارق
- جمع بارقه، درخش ها تابان ها تابش ها جمع بارق و بارقه درخشها رخشنده ها
فرهنگ لغت هوشیار
خوارق
- خوارق
- جمع خارث، بر هم زنندگان، پاد سرشتان پاد خوی ها جمع خارق. آنچه که خلاف عادات مردم باشد، کرامات اولیا
فرهنگ لغت هوشیار
خوارق
- خوارق
- خارق ها، پاره کننده ها، ازهم درنده ها، شکافنده ها، ویژگی چیزهایی که عادت و نظام عمومی و طبیعی را بر هم می زنند، معجزه ها، جمعِ واژۀ خارق
فرهنگ فارسی عمید
بوارق
- بوارق
- بارقه، روشنایی، پرتو مثلاً بارقه ای از ایمان در او وجود دارد، برق زننده، درخشنده
فرهنگ فارسی عمید