زناتی کیست؟ - لغت نامه دهخدا
معنی زناتی
زناتی(زِ)
شیخ محمد. او راست: کتاب الفصل فی اصول الرمل تنجیم. (از معجم المطبوعات)
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زناتی
مناتی
مناتی
منسوب به منات: (یک جفت دستبند سه مناتی و سینه ریز ده مناتی) (شام. 72)
فرهنگ لغت هوشیار
زناری
زناری
زیاری. گویا یکی از اجزاء ساز اسب است یا زینتی است اسب را: خواهد ز من زناری و از حلقۀ لجام تا گوشۀ زناری زنار پالهنگ ؟ سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا)
لغت نامه دهخدا
زناته
زناته
قبیله ای است به مغرب و از آن قبیله است زناتی منجم. (منتهی الارب). یکی از قبایل بربر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قبیلۀ بزرگی در مغرب بوده است. رجوع به المسالک و الممالک. (صوره الارض). ابن حوقل ص 106، کامل ابن اثیر ج 9 ص 141، 147، 157 و صبح الاعشی ج 2 ص 362 شود
لغت نامه دهخدا
زناوی
زناوی
منسوب به زنا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زنوی. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به زنا و زنوی شود
لغت نامه دهخدا
زنانی
زنانی
رجل زنانی، مرد کافی و پسند ذات خود را. (منتهی الارب). مرد کافی که خود را پسند نماید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا
زنانی
زنانی
آب بینی مانندی که از بینی شتر آید. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا
جدول جو جستجوی پیشرفته در مجموعه فرهنگ لغت، دیکشنری و دایره المعارف گوناگون
© 2025 | تمامی خدمات جدول جو رایگان است.