جدول جو
جدول جو

معنی زکابر

زکابر(زُ بَ)
دهی از بلوک فاراب دهستان عمارلو است که در بخش رودبار شهرستان رشت واقع است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با زکابر

اکابر

اکابر
اکبر، بزرگسالان، مکانی که بزرگسالان در آن درس می خواندند
اکابر
فرهنگ فارسی عمید

مکابر

مکابر
ستیزنده کابنده ستیزه کننده مکابره کننده معاند: (تا یک زمان مکابر در آمد و کمر بند بهمن بگرفت و از پشت اسب برداشت) (سمک عیار. 73: 1)
مکابر
فرهنگ لغت هوشیار

اکابر

اکابر
ج ِاکبر. بزرگان. مقابل اصاغر. (یادداشت مؤلف). رجوع به اکبر شود، فرزندان زیرک آوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). زیرک زادن. (تاج المصادر بیهقی)
لغت نامه دهخدا

اکابر

اکابر
موضعی است. (یادداشت مؤلف). دهی است در کمتر از شش فرسخی میانۀ جنوب و مشرق عسلویه. (از فارسنامۀ ناصری) : در خوارزم و درکات و اکابر از آن (از توت) دوشاب خاص اشخاص گیرند. (فلاحت نامه)
لغت نامه دهخدا