معنی زقزق - لغت نامه دهخدا
معنی زقزق
- زقزق(زِ زِ)
- نوعی از مورچه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به زقزاق شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زقزق
زقزاق
- زقزاق
- نوعی از مورچه. (از اقرب الموارد). رجوع به زقزق شود
لغت نامه دهخدا
زقزاق
- زقزاق
- برهانیدن مادر، کودک را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). زقزق و زقزقهًو زقزاقاً. رجوع به زقزقه شود. (از ناظم الاطباء)
لغت نامه دهخدا
زقاق
- زقاق
- مجاز بحر (تنگه) میان طنجه و جزیرهالخضراء مقصود تنگۀ جبل الطارق است (معجم البلدان)
لغت نامه دهخدا
زقاق
- زقاق
- جَمعِ واژۀ زِق ّ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) رجوع به زق شود
لغت نامه دهخدا