- وسعه
- وسعت در فارسی پهنه واژه پهنه چنان که در لغت فرس آمده کفچه ای باشد که بدان گوی بازی کنند نامه نویسد بدین و نظم کند خوب تیغ زند نیک و پهنه بازد و چوگان (فرخی) در برهان قاطع افزوده بر این مانک برابر با پهنا دانسته شده پهن و پهنه برابر با گزینش فرهنگستان در ادب ایرانزمین بی پشینه نیست جرم هلال از بر این سبز پهنه چیست ماناز سم اسپ تو بر وی نشان رسید (کمال) فراخا، گنجایش، توانگری
معنی وسعه - جستجوی لغت در جدول جو
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
گسترش، افزایش، پیشرفت
توانگر، با وسعت
فراخی و فراخ کردن
فراخی، گشادگی
Development
развитие
Entwicklung
розвиток
rozwój
desenvolvimento
sviluppo
desarrollo
développement
ontwikkeling
การพัฒนา
pengembangan
تنميةٌ
विकास
פיתוח
gelişim
maendeleo
উন্নয়ন
پهنه، گسترش، گستره
نه، نه نرینه نه مرد نه (9)
واقعه، حادثه، کارزار، جنگ
گشادگی، گشادی، فراخی جا، پهنه
واسعه درفارسی مونث واسع گشاینده مونث وسع: (خدای تعالی جانب او مرضی و مرعی دارد برحمت واسعه خویش)
چرت خواب کوتاه