معنی vivente - جستجوی لغت در جدول جو
vivente
زنده، زندگی کردن
ادامه...
زَنَدِه، زِندِگی کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
vilmente
به طور شرورانه، شرورانه
ادامه...
بِه طُورِ شَرورانِه، شَرورانِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
vincente
برنده، برنده شدن
ادامه...
بَرَندِه، بَرَندِه شُدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vilmente
به طور شرورانه، شرورانه
ادامه...
بِه طُورِ شَرورانِه، شَرورانِه
دیکشنری پرتغالی به فارسی
evidente
قابل توجّه، آشکار
ادامه...
قابِلِ تَوَجُّه، آشِکار
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
rovente
سوزان، داغ قرمز
ادامه...
سوزان، داغ قِرمِز
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
valente
دلیر، شجاع
ادامه...
دَلیر، شُجاع
دیکشنری پرتغالی به فارسی
vivant
زنده دل، زنده
ادامه...
زِندِه دِل، زِندِه
دیکشنری فرانسوی به فارسی
vivere
زندگی کردن، زندگی می کنند
ادامه...
زِندِگی کَردَن، زِندِگی می کُنَند
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
ciente
آگاه، آگاه است
ادامه...
آگاه، آگاه اَست
دیکشنری پرتغالی به فارسی
vierte
چهارم
ادامه...
چَهارُم
دیکشنری آلمانی به فارسی
sobrevivente
بازمانده
ادامه...
بازماندِه
دیکشنری پرتغالی به فارسی