معنی brillante - جستجوی لغت در جدول جو
brillante
درخشان، روشن، ریش دار
ادامه...
دِرَخشان، رُوشَن، ریش دار
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
brillante
ریش دار، درخشان
ادامه...
ریش دار، دِرَخشان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
briljant
درخشان
ادامه...
دِرَخشان
دیکشنری هلندی به فارسی
rosso brillante
قرمز روشن
ادامه...
قِرمِز رُوشَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
de manera brillante
به طور برّاق، درخشان، به طور درخشان، به طور صیقلی
ادامه...
بِه طُورِ بَرّاق، دِرَخشان، بِه طُورِ دِرَخشان، بِه طُورِ صِیقَلی
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
de manière brillante
به طور برّاق، به روشی درخشان، به طور درخشان، درخشان
ادامه...
بِه طُورِ بَرّاق، بِه رَوِشی دِرَخشان، بِه طُورِ دِرَخشان، دِرَخشان
دیکشنری فرانسوی به فارسی
rojo brillante
قرمز روشن
ادامه...
قِرمِز رُوشَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
de ojos brillantes
چشم درخشان، چشم روشن
ادامه...
چِشم دِرَخشان، چِشم رُوشَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
brillantemente
به طور درخشان، درخشان
ادامه...
بِه طُورِ دِرَخشان، دِرَخشان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
brillantezza
درخشندگی، درخشش
ادامه...
دِرَخشَندِگی، دِرَخشِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
brillantemente
به طور درخشان، روشن
ادامه...
بِه طُورِ دِرَخشان، رُوشَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
brillare
درخشش داشتن، درخشیدن
ادامه...
دِرَخشِش داشتَن، دِرَخشیدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
bâillant
خمیازه کش، خمیازه کشیدن
ادامه...
خَمیازِه کِش، خَمیازِه کِشیدَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
strillante
فریاد کشیدن، فریاد زدن
ادامه...
فَریاد کِشیدَن، فَریاد زَدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
crollante
در حال فروپاشی
ادامه...
دَر حالِ فُروپاشی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
brillant
به طور درخشان، درخشان
ادامه...
بِه طُورِ دِرَخشان، دِرَخشان
دیکشنری آلمانی به فارسی
brillant
درخشان، روشن، ریش دار
ادامه...
دِرَخشان، رُوشَن، ریش دار
دیکشنری فرانسوی به فارسی
brilhante
ریش دار، روشن، درخشان
ادامه...
ریش دار، رُوشَن، دِرَخشان
دیکشنری پرتغالی به فارسی
brillance
برّاقیّت، درخشیدن، برّاق بودن، درخشندگی
ادامه...
بَرّاقِیَّت، دِرَخشیدَن، بَرّاق بودَن، دِرَخشَندِگی
دیکشنری فرانسوی به فارسی
brillantez
درخشندگی، درخشش
ادامه...
دِرَخشَندِگی، دِرَخشِش
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
in modo brillante
به طور درخشان، درخشان
ادامه...
بِه طُورِ دِرَخشان، دِرَخشان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی