معنی agente - جستجوی لغت در جدول جو
agente
نماینده، عامل
ادامه...
نَمَایَندِه، عامِل
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
agente
نماینده، عامل
ادامه...
نَمَایَندِه، عامِل
دیکشنری پرتغالی به فارسی
agente
نماینده، عامل
ادامه...
نَمَایَندِه، عامِل
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
carente
ناقص، نیازمند
ادامه...
ناقِص، نِیَازمَند
دیکشنری پرتغالی به فارسی
latente
مخفی، نهفته
ادامه...
مَخفی، نَهُفتِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
urgente
تاکید شده، فوری
ادامه...
تَاکید شُدِه، فُوری
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
tangente
مماس
ادامه...
مُماس
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
parente
خویشاوند، نسبی
ادامه...
خویشاوَند، نَسَبی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
ausente
غایب، هیپرپاراتیروئیدیسم
ادامه...
غایِب، هیپِرپاراتیرُوئیدیسم
دیکشنری پرتغالی به فارسی
ardente
سخت، سوزاندن، سوزان، آتشی
ادامه...
سَخت، سوزاندَن، سوزان، آتَشی
دیکشنری پرتغالی به فارسی
atento
مراقب، توجّه، محتاط
ادامه...
مُراقِب، تَوَجُّه، مُحتاط
دیکشنری پرتغالی به فارسی
carente
ناقص، فاقد
ادامه...
ناقِص، فاقِد
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
latente
مخفی، نهفته
ادامه...
مَخفی، نَهُفتِه
دیکشنری پرتغالی به فارسی
magenta
ماجنتا، سرخابی
ادامه...
ماجِنتا، سُرخابی
دیکشنری پرتغالی به فارسی
rangente
خش خش کننده، جیرجیر زدن، خش خش دار
ادامه...
خَش خَش کُنَندِه، جیرجیر زَدَن، خَش خَش دار
دیکشنری پرتغالی به فارسی
quente
داغ، گرم
ادامه...
داغ، گَرم
دیکشنری پرتغالی به فارسی
regente
نایب السلطنه، هادی
ادامه...
نایِب السَلطَنِه، هادی
دیکشنری پرتغالی به فارسی
assente
غایبانه، غایب
ادامه...
غایِبانِه، غایِب
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
magenta
ماجنتا، سرخابی
ادامه...
ماجِنتا، سُرخابی
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
regente
نایب السلطنه
ادامه...
نایِب السَلطَنِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
alerte
هوشیار، هشدار
ادامه...
هوشیار، هُشدار
دیکشنری فرانسوی به فارسی
agent
نماینده، عامل
ادامه...
نَمَایَندِه، عامِل
دیکشنری فرانسوی به فارسی
agent
نماینده
ادامه...
نَمَایَندِه
دیکشنری لهستانی به فارسی
agent
نماینده، عامل
ادامه...
نَمَایَندِه، عامِل
دیکشنری هلندی به فارسی
oyente
شنونده
ادامه...
شَنَوَنده
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
attente
انتظار، در انتظار
ادامه...
اِنتِظار، دَر اِنتِظار
دیکشنری فرانسوی به فارسی
agonie
رنج شدید، عذاب
ادامه...
رَنج شَدید، عَذاب
دیکشنری فرانسوی به فارسی
magenta
ماجنتا، سرخابی
ادامه...
ماجِنتا، سُرخابی
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
argenté
نقره ای
ادامه...
نُقره ای
دیکشنری فرانسوی به فارسی
magenta
ماجنتا، سرخابی
ادامه...
ماجِنتا، سُرخابی
دیکشنری فرانسوی به فارسی
tangente
مماس
ادامه...
مُماس
دیکشنری فرانسوی به فارسی
fuente
منبع، چشمه
ادامه...
مَنبَع، چِشمِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
atento
محتاط، توجّه، مراقب
ادامه...
مُحتاط، تَوَجُّه، مُراقِب
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
ausente
غایب
ادامه...
غایِب
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
ardente
سخت، پرشور، سوزان
ادامه...
سَخت، پُرشور، سوزان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی