معنی affilare - جستجوی لغت در جدول جو
affilare
تیز کردن
ادامه...
تیز کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
affinare
تصفیه کردن، پالایش
ادامه...
تَصفِیَه کَردَن، پالایِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affidare
واگذار کردن، سپردن
ادامه...
واگُذار کَردَن، سِپُردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affilier
وابسته کردن، وابسته
ادامه...
وابَستِه کَردَن، وابَستِه
دیکشنری فرانسوی به فارسی
affollare
شلوغ کردن، جمعیت، هجوم آوردن
ادامه...
شُلوغ کَردَن، جَمعِیَت، هُجوم آوَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affittare
اجاره دادن، اجاره، اجاره کردن
ادامه...
اِجارِه دادَن، اِجارِه، اِجارِه کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affilato
تیز شده، تیز، تیزلبه
ادامه...
تیز شُدِه، تیز، تیزلَبِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
infilare
در هم پیچیدن، درج کنید، ریسمان کشیدن
ادامه...
دَر هَم پیچیدَن، دَرج کُنید، ریسمان کِشیدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
rifilare
برش کردن، کوتاه کردن
ادامه...
بُرِش کَردَن، کوتاه کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
sfilare
رژه رفتن، رژه
ادامه...
رِژِه رَفتَن، رِژِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
afilar
کاهش دادن، تیز کردن
ادامه...
کاهِش دادَن، تیز کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
filare
نخ ریختن، چرخش
ادامه...
نَخ ریختَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی