جدول جو
جدول جو

واژه‌های مرتبط با پرونا

پروان

پروان
چرخی که ابریشم را بدان از پیله بر آورند و آن چرخ را بپای گردانند
پروان
فرهنگ لغت هوشیار

پروپا

پروپا
پا، اساس و بنیان محکم، تاب و توان، پایداری، پاوپر، فرصت و موقع مناسب مثلاً خوب پروپایی برایش افتاده
پروپا
فرهنگ فارسی عمید

پروند

پروند
مزرعه ای است از مضافات قزوین به ده فرسنگ شرقی اشکنان
لغت نامه دهخدا

پروند

پروند
گلابی. کمثری. امرود. مرود:
گل پروند دسته بسته بود
مست (شاید: مشک) در دیدۀ خجسته نگر.
عماره
لغت نامه دهخدا