معنی پرنٹر
پرنٹر
چاپگر
دیکشنری اردو به فارسی
واژههای مرتبط با پرنٹر
پرنار
پرنار
پر آتش
فرهنگ لغت هوشیار
پرنور
پرنور
بسیار روشن، دارای روشنایی بسیار
فرهنگ فارسی عمید
پرنور
پرنور
صاحب فروغ بسیار:
همی تابد شعاع داد از آن پرنور پیشانی.
لوکری
لغت نامه دهخدا
پرندر
پرندر
بی حس شدن از تن، بر اثر نرسیدن خون
فرهنگ گویش مازندرانی