جدول جو
جدول جو

واژه‌های مرتبط با ارادہ

ارادت

ارادت
درتازی با اراده یکی است ولی در فارسی این دو را با آرش های (معنی ها) گوناگون به کاربرند سرسپردگی خواستن، خواست میل قصد آهنگ، خواست خدا مشیت قضا قدر تقدیر، توجه خاص مرید به مرشد و سالک به پیر و امثال آن، اخص و اظهار کوچکی در دوستی دوستی از روی اعتقاد و ایمان. یا ارادت غایبانه. اخص و اظهار دوستی و عقه مندی بکسی قبل از آشنایی وی
فرهنگ لغت هوشیار

اراده

اراده
عراده، واحد شمارش توپ، از آلات جنگی شبیه منجنیق که برای پرتاب کردن سنگ به کار می رفته
اراده
فرهنگ فارسی عمید

ارادت

ارادت
علاقه، محبت همراه با احترام، خواست، قصد، در تصوف توجه بسیار سالک به پیر
ارادت
فرهنگ فارسی عمید

ارادی

ارادی
از روی میل و قصد، اختیاری، آگاهانه مثلاً رفتار ارادی
ارادی
فرهنگ فارسی عمید