معنی احتجاج کرنا
احتجاج کرنا
اعتراض کردن، برای اعتراض
دیکشنری اردو به فارسی
واژههای مرتبط با احتجاج کرنا
احتجاج کردن
احتجاج کردن
حجت آوردن استدل کردن اقامه دلیل، خصومت و دشمنی کردن
فرهنگ لغت هوشیار
احتیاط کرنا
احتیاط کرنا
اِحتیاط کَردَن، مُراقِب باشید
دیکشنری اردو به فارسی
احترام کرنا
احترام کرنا
اِحتِرام گُذاشتَن
دیکشنری اردو به فارسی