جدول جو
جدول جو

معنی خمیرگیر

خمیرگیر
کسی که در دکان نانوایی خمیر نان را به عمل آورد
تصویری از خمیرگیر
تصویر خمیرگیر
فرهنگ فارسی معین

واژه‌های مرتبط با خمیرگیر

خمیرگیر

خمیرگیر
کارگری که در دکان نانوایی خمیر نان را آماده می کند
خمیرگیر
فرهنگ فارسی عمید

خمیرگیر

خمیرگیر
عجان. خلیفه. خمیرساز. خمیرگر. آنکه خمیر را ورزد نان پختن را. آنکه در نانوایی خمیر نان آماده کند. در نانوائی آنکه خمیر را ورزد و برای کنده گرفتن مهیا کند. (یادداشت بخط مؤلف)
لغت نامه دهخدا

خمیر گیر

خمیر گیر
خاز گیر کسی که در دکان نانوایی خمیر نان را بعمل آرد، نانوا
خمیر گیر
فرهنگ لغت هوشیار

خمیرگیری

خمیرگیری
عمل خمیرگیر. خمیرگری. (یادداشت بخط مؤلف)
لغت نامه دهخدا

خمیرگری

خمیرگری
خمیرسازی. خمیرگیری. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به خمیرگیری شود
لغت نامه دهخدا

خمیرگر

خمیرگر
خمیرگیر. خمیرساز. سازندۀ خمیر. (یادداشت بخط مؤلف)
لغت نامه دهخدا

زمینگیر

زمینگیر
آنکه بسیار بسبب مرض یا پیری نتواند از جاب خود بر خیزد
زمینگیر
فرهنگ لغت هوشیار