جدول جو
جدول جو

واژه‌های مرتبط با صلاح دید

صلاح دید

صلاح دید
تجویز. مصلحت دیدن. صلاح جستن. صوابدید. رجوع به صلاح و صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن شود
لغت نامه دهخدا

صلاح دیدن

صلاح دیدن
مصلحت دیدن. مناسب دانستن. موافق رأی و عقل دیدن چیزی یا کاری را:
چو پای صید را در دام خود دید
در آن جنبش صلاح آرام خود دید.
نظامی.
رجوع به صلاح و صلاح دانستن شود
لغت نامه دهخدا

صنا دید

صنا دید
مرد بزرگ مهتر سرور، دلاور، سرمای شدید، جمع صنادید
صنا دید
فرهنگ لغت هوشیار