معنی ثروب
ثروب
جمع ثرب، چادر پیه ها چربی های اندرونه چربی ها
تصویر ثروب
فرهنگ لغت هوشیار
واژههای مرتبط با ثروب
ثروب
ثروب
جَمعِ واژۀ ثَرب
لغت نامه دهخدا
ثروت
ثروت
دارایی
فرهنگ واژه فارسی سره
غروب
غروب
ایوار، فروشد، شامگاه
فرهنگ واژه فارسی سره
اروب
اروب
سرگردان، تن آسایی
فرهنگ لغت هوشیار
دروب
دروب
ستور رام شتر رام، جمع درب، از ریشه پارسی دروازه ها جمع درب دروازه ها
فرهنگ لغت هوشیار
ثقوب
ثقوب
درخشیدن ستاره و بمعنی آتشگیره هم گویند
فرهنگ لغت هوشیار
ثعوب
ثعوب
تلخه (خلط صفرا)
فرهنگ لغت هوشیار
ثروی
ثروی
زن دارا زن توانگر
فرهنگ لغت هوشیار
ثروه
ثروه
دارایی توانگری بسیاری شیت هستک ایشت خواستک خواسته
فرهنگ لغت هوشیار