جدول جو
جدول جو

معنی بوتقه

بوتقه
پارسی تازی شده بوته بوته زرگری بوته زرگری
تصویری از بوتقه
تصویر بوتقه
فرهنگ لغت هوشیار

واژه‌های مرتبط با بوتقه

بوتقه

بوتقه
معرب بوتۀ فارسی، که بوتۀ زرگری باشد. (از آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به بوته شود
لغت نامه دهخدا

بوطقه

بوطقه
معرب بوته. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به بوته شود
لغت نامه دهخدا

بوتیه

بوتیه
نام گیاهی است از تیره پروانه واران، جزو دستۀ لوبیاها، که بعضی از گونه هایش بشکل درخت و بعضی بشکل گیاهان بالارونده میباشند. اصلش از هندوستان است. از این گیاه، صمغی قرمزرنگ خارج میشود که در ناخوشیهای جهاز هاضمه و همچنین بعنوان قابض، مورد استعمال دارد. صمغ این گیاه در اثر گزش حشرات تراوش میکند. دانه اش نیز بعنوان ضدکرم های روده مورد استعمال دارد. بالاس. درخت لاک. دهاک. پالاس. پولاس. یالان سج آغاجی. پرک هندی. (فرهنگ فارسی معین)
لغت نامه دهخدا

بوته

بوته
گیاهی که پر شاخ و برگ باشد و تنه ضخیم نداشته و بلند هم نشود
بوته
فرهنگ لغت هوشیار

بوته

بوته
گیاه پرشاخ و برگ که تنۀ ضخیم نداشته باشد و زیاد بلند نشود، نوعی نقش و نگار که روی پارچه، جامه یا چیزهای دیگر نقش کنند، زلف، گیسو، نغوله
ظرف کوچکی که در آن طلا و نقره ذوب می کنند، بوتۀ زرگری
بوته
فرهنگ فارسی عمید