معنی असम्मान
असम्मान
ناسپاسی، بی احترامی
دیکشنری هندی به فارسی
واژههای مرتبط با असम्मान
सम्मान
सम्मान
اِفتِخار، اِحتِرام گُذاشتَن، اِحتِرام
دیکشنری هندی به فارسی
असमान
असमान
پُر دَست اَنداز، ناهَموار، ناهَمگون، نا بَرابَر، نامُساوی
دیکشنری هندی به فارسی