معنی अव्यवस्थित अव्यवस्थित شلوغ، بی نظم، آشفته، ناهماهنگ، دست و پا چلفتی، بی تفاوت، نامناسب، نامرتّب، ناتمام، بی انضباط، دشوار، بی ضابطه، غیرسیستمی دیکشنری هندی به فارسی