معنی अपूर्व
अपूर्व
غیرقابل خاموشی، ایزومتریک
دیکشنری هندی به فارسی
واژههای مرتبط با अपूर्व
अपूर्ण
अपूर्ण
ناتَمام، ناقِص، بی نَقص
دیکشنری هندی به فارسی
पूर्व
पूर्व
شَرقی، شَرق، پیشین، سابِق
دیکشنری هندی به فارسی
अमूर्त
अमूर्त
مُجَرّد، چِکیدِه، غِیرِمَلموس
دیکشنری هندی به فارسی
अपूरित
अपूरित
حَلّ نَشُدِه، مُحَقَّق نَشُدِه اَست
دیکشنری هندی به فارسی
पूर्वी
पूर्वी
شَرقی
دیکشنری هندی به فارسی
पूर्वज
पूर्वज
پیشین، جَد
دیکشنری هندی به فارسی
पूर्ण
पूर्ण
مُطلَق، کامِل
دیکشنری هندی به فارسی