معنی अनुमति
अनुमति
اجازه پذیری، اجازه
دیکشنری هندی به فارسی
واژههای مرتبط با अनुमति
अनुमत
अनुमत
مَجازی، مُجاز اَست
دیکشنری هندی به فارسی
असहमति
असहमति
اِعتِراض، اِختِلافِ نَظَر، عَدَمِ هَم راستایی
دیکشنری هندی به فارسی
अनुमेय
अनुमेय
قابِلِ فَرض، مُجاز
دیکشنری هندی به فارسی
अनुमान
अनुमान
تَخمِین، تَخمِین بِزَنید، بَرآوُرد، فَرض، گُستَرِش، فَرضیِّه
دیکشنری هندی به فارسی
अनुभूति
अनुभूति
دَرک، اِحساس
دیکشنری هندی به فارسی
अनुचित
अनुचित
غِیرِ مُناسِب، نامُناسِب، غِیرِ مُوَجَّه، نامُنصِفانِه، ناجور
دیکشنری هندی به فارسی