معنی افسردگی افسردگی moral bozukluğu, depresyon, kasvet, hüzün, zayıflık تصویر افسردگی دیکشنری فارسی به ترکی استانبولی
افسردگی افسردگی دلتنگی، پژمردگی، در علم روانشناسی نوعی بیماری روانی که باعث اختلال در اوضاع اجتماعی و فردی شخص می شود و از نشانه های آن اضطراب، کاهش اشتها، بی خوابی و غیره است فرهنگ فارسی عمید
افسردگی افسردگی Languishment, Dejectedness, Dejection, Depression, Gloom, Meagerness دیکشنری فارسی به انگلیسی
افسردگی افسردگی Niedergeschlagenheit, Depression, Trübsinn, Schwermut, Magerkeit دیکشنری فارسی به آلمانی
افسردگی افسردگی abbattimento, depressione, tristezza, malinconia, magrezza دیکشنری فارسی به ایتالیایی