جدول جو
جدول جو

معنی مطاره

مطاره(مَ رَ)
از ’م طر’ و ’طی ر’، بئر مطاره، چاه فراخ دهانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط) ، (از ’طی ر’) چاه دورتک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ، ارض مطاره، زمین پرنده ناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با مطاره

مطاره

مطاره
مأخوذ از مطهرۀ تازی، آوندی چرمین که در آن آب کنند و در سفر با خود بردارند. (ناظم الاطباء) : چون به پیش آب رسیدند دست به پشت اسب مالیدند و یک غرفه آب بر گرفتند و در مطاره ریختند. (قصص الانبیاء ص 143). و رجوع به متاره شود
لغت نامه دهخدا

سطاره

سطاره
چارخانکش رده کش افزار جدول کشان و آن آلتی است پولادی یا چوبی یا استخوانی راست و مستقیم (معمولا به طول 20 تا 50 سانتیمتر و به عرض 3 تا 5 ساتنیمتر) که بدان خط مستقیم کشند مسطر. توضیح: همین کلمه است که به صورت ستاره (مشدد و مخفف) تحریف شده
فرهنگ لغت هوشیار

مناره

مناره
جای نور، جای روشنایی
سازه ای بلند و ستون مانند بر بالای مساجد و معابد که از آنجا اذان می گویند، گلدسته
مناره
فرهنگ فارسی عمید

مکاره

مکاره
بازاری که هر سال به مدت چند روز در یک کشور تشکیل شود و از کشورهای دیگر کالاهایی برای فروش به آن بازار بیاورند
کنایه از جای بی نظم و شلوغ
مکاره
فرهنگ فارسی عمید