جدول جو
جدول جو

معنی ساعت دیدن

ساعت دیدن(چُمَ / مِ زَ دَ)
تحقیق ساعت سعد. ساعت سنجی. تعیین روز و ساعت سعد برای اموری چون عقد و ازدواج و انتقال به سرای نو. تعیین اینکه خداوند روز کدام ستاره است و مطابق علم احکام نجوم آن روز سعد است یا نحس. برای اطلاع از احکام ساعات رجوع شود به التفهیم ص 362 ببعد و ساعت سعد شود
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با ساعت دیدن

خسارت دیدن

خسارت دیدن
ضرر دیدن. زیان دیدن. کم شدن نتیجۀ فروش از قیمت خرید. (یادداشت بخط مؤلف)
لغت نامه دهخدا

راست دیدن

راست دیدن
مستقیم دیدن. بر استقامت دیدن. مقابل نادرست و کژدیدن:
توانی بر او کار بستن فریب
که نادان همه راست بیند وریب.
ابوشکور بلخی.
چشم چپ خویشتن بر آرم
تا دیده نبیندت بجز راست.
سعدی.
، درست دیدن. حقیقت دیدن. بر صواب دیدن
لغت نامه دهخدا

خسارت دیدن

خسارت دیدن
متضرر شدن، زیان کردن، ضرر کردن، خسارت کشیدن، خسارت خوردن
متضاد: خسارت گرفتن، لطمه خوردن، آسیب دیدن، صدمه دیدن
متضاد: لطمه زدن، آسیب رساندن
فرهنگ واژه مترادف متضاد

سان دیدن

سان دیدن
گذشتن فرمانده از برابر سربازان و مشاهده آنان. درین هنگام سربازان به حالت خبر دار هستند
فرهنگ لغت هوشیار

سان دیدن

سان دیدن
در امور نظامی بازدید کردن فرمانده در حال عبور سواره یا پیاده از سربازانی که به صف ایستاده باشند
سان دیدن
فرهنگ فارسی عمید

سان دیدن

سان دیدن
سپاه را از نظر گذراندن. دیدن سپاه. دیدن لشکر را با ساز و برگ:
دید چندانی که سان لشکر افلاک را
بر منجم طالع خصمش نشد هرگز عیان.
شفیع اثر (از آنندراج).
رجوع به سان و سان دادن شود
لغت نامه دهخدا