معنی ساطوری کردن - لغت نامه دهخدا
معنی ساطوری کردن
- ساطوری کردن(چُ لَ / لِ کَ دَ)
- با ساطور ریزه ریزه کردن، چنانکه گوشت را برای کباب، یا سبزی را برای قورمه سبزی و غیره. رجوع به ساطور شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با ساطوری کردن
ساطوری کردن
- ساطوری کردن
- با ساطور ریزه ریزه کردن چنانکه گوشت را برای کباب یا سبزی را برای قورمه سبزی و غیره
فرهنگ لغت هوشیار
سالوسی کردن
- سالوسی کردن
- حیلِه کردن، فَریب دادن، کَلَک زدن، غَدر اَندیشیدَن، مُکایِدَت کَردَن، شَید آوَردَن، دَستان آوَردَن، غَدر داشتَن، اَورَندیدَن، تَبَندیدَن، تَرفَند کَردَن، چَپ رَفتَن، غَدر کَردَن، نِیرَنگ ساختَن، تُنبُل ساختَن، خُدعِه کَردَن، حُقِّه زَدَن، گول زَدَن، فَریفتَن، گُربِه شانِه کَردَن، نارُو زَدَن، پُشتِ هَم اَندازی کَردَن، کَید آوَردَن، مَکر کَردَن
فرهنگ فارسی عمید