جدول جو
جدول جو

معنی زینستان

زینستان(نِ)
جایی که در آن سلاح جنگ نگهداری کنند: چون کیخسرو به همدان فرودآمد و همدان را زینستان ایرانشهر نام بود یعنی خزینۀ سلاحها. (تاریخ قم ص 79). و رجوع به زین شود
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با زینستان

چینستان

چینستان
مرکب از: بی + مضایقه، بیدریغ. (یادداشت مؤلف). بدون اعتراض. بزودی و فوراً قبول کرده. بدون امتناع. رجوع به بیدریغ شود
لغت نامه دهخدا

ینستان

ینستان
دهی است از دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک، واقع در 42000گزی خاوری آستانه، با 293 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)
لغت نامه دهخدا

ریگستان

ریگستان
ریگزار، زمین سخت، زمین پوشیده از ریگ، زمین پر ریگ، زَراغَنگ، زَراغَن، زارغَنگ، زاراغَنگ
ریگستان
فرهنگ فارسی عمید