جدول جو
جدول جو

معنی زیناس

زیناس
مردی بود که او را ناموس می گفتند زیرا که کارش درس گفتن شریعت بود. (از قاموس کتاب مقدس)
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با زیناس

ایناس

ایناس
انس دادن، انس گرفتن، چیزی را دیدن و احساس کردن، صدا را شنیدن
ایناس
فرهنگ فارسی عمید

زینان

زینان
زِنیان، گیاهی خودرو با گلهای سفید و دانه هایی زرد رنگ و خوش بو با طعمِ کمی تند و تلخ که گاهی روی نان می ریخته اند و برای تهیه اسانس کاربرد دارد، زینیان، نینیا، ساسِم، جِوانی، نَغَن، نَغنَخوٰاد، نَغنَخوٰالان، نانخوٰاه، نان خوٰاه
زینان
فرهنگ فارسی عمید

ایناس

ایناس
دیدن چیزی و دانستن آن را، (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی)، و منه: آنست منه رشداً، ای علمته، (منتهی الارب)
لغت نامه دهخدا

بیناس

بیناس
دریچۀ خانه را گویند، (برهان)، بیناسگ، دریچۀ خانه را گویند، (از منتهی الارب) (انجمن آرا)، دریچه، (جهانگیری)، پیناس، (آنندراج)
لغت نامه دهخدا

پیناس

پیناس
از نامهای خاص یهودان و در مقام تذلیل و ناپاکیزگی کسی گویند: فلان ملا پیناس است، (فرهنگ نظام)
لغت نامه دهخدا