معنی زمین خسته - لغت نامه دهخدا
معنی زمین خسته
- زمین خسته(چَ دَ / دِ)
- بلا اضافت، کسی که زمین او را خسته و افگار کرده باشد. (آنندراج). رجوع به خسته شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زمین خسته
زمین جسته
- زمین جسته
- بمعنی زمین پیمای است که مساح و مسافر باشد. (برهان). کنایه از مسافر و سیاح. (انجمن آرا). مساح. سیاح. مسافر. (ناظم الاطباء). رجوع به زمین پیمای شود
لغت نامه دهخدا