جدول جو
جدول جو

معنی زکزاکه

زکزاکه(زَ کَ)
زن بزرگ سرین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با زکزاکه

زکزکه

زکزکه
تنگاتنگ رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا

زازانه

زازانه
محلی بوده است در ساحل فرات و جنگی میان داریوش و ندی تبیر (بخت النصر) روی داده است (مؤلف). ایران باستان بنقل از مندرجات کتیبۀ بیستون بند 19 نویسد: پس از آن من بطرف بابل رفتم، هنوز بدانجا نرسیده بودم که در محلی موسوم به زازانه در ساحل فرات، ندی تبیر که خود را بخت النصر مینامید با قشون خود بجنگ آمد. (ایران باستان ج 1 ص 540). و رجوع به ص 554 همان کتاب شود
لغت نامه دهخدا

زقزاقه

زقزاقه
زن سبک رفتار. ماده شتر سبک رفتار. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سبک رفتار. (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا

زفزافه

زفزافه
زفزاف. زفزف. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). رجوع به زفزف شود
لغت نامه دهخدا

زعزاعه

زعزاعه
لشکر بسیاراسب. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا