معنی زکبه - لغت نامه دهخدا
معنی زکبه
- زکبه(زُ بَ)
- نطفه، فرزند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ، فی المثل هو الام زکبه، ای الام شی ٔ لقطه شی ٔ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). او حقیرترین چیزی است. (ناظم الاطباء)
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زکبه
رکبه
- رکبه
- زانو، آرنج از هر جانور ، سواری محل اتصال ران و ساق پا زانو جمع رکب رکبات
فرهنگ لغت هوشیار
زکوه
- زکوه
- خلاصه چیزی و پاره ای از مال که جهت تطهیر و پاکیزگی و نماز و برکت از مال خارج کنند
فرهنگ لغت هوشیار
زکاه
- زکاه
- چیتک (برگزده چیزی) آفریکانیدن (برکت یافتن)، گوالیدن، فزونیدن، نیکی کردن، پاکی پاکیزگی، ده یک (ذبیح بهروز زکوه را تازی گشته ده یک پارسی می داند)
فرهنگ لغت هوشیار