جدول جو
جدول جو

معنی زقن

زقن(تَ رِ ءَ)
برداشتن بار را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا

واژه‌های مرتبط با زقن

زان

زان
از آن متعلق به مال: (مرا هر چه ملک و سپاهست و گنج همه زان تو و ترا زوست خنج)
زان
فرهنگ لغت هوشیار

زبن

زبن
گوشه، پارچه بریده راندن، سپوختن، زدن، فروش سر درختی خانه تنگ جای تنگ، خانه دور افتاده
فرهنگ لغت هوشیار