معنی زقفه - لغت نامه دهخدا
معنی زقفه
- زقفه(زُ فَ)
- لقمه و نواله، هرچه به دست گیری آن را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به ذیل اقرب الموارد شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زقفه
زلفه
- زلفه
- مرغزار، سنگ هموار، آیینه، زمین هموار نزدیکی، پایگاه، گاهمندی (منزلت)، پاره ای از آغاز شب، کاسه کوچک
فرهنگ لغت هوشیار
زافه
- زافه
- خارپشت، جوجه تیغی
گیاهی بیابانی شبیه موسیر یا سیر کوهی
فرهنگ فارسی عمید