معنی زقب - لغت نامه دهخدا
معنی زقب
- زقب(زُ قُ)
- راه تنگ. زقب. رجوع به مادۀ قبل و بعد شود
لغت نامه دهخدا
واژههای مرتبط با زقب
زقب
- زقب
- راه تنگ. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) ، نزدیکی. یقال: رمیته من زقب، ای من قرب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا
زقب
- زقب
- لازم و متعدی، داخل کردن کلاکموش را در سوراخ وی و درآمدن او در آن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا
زقب
- زقب
- لا، نام نهری به آلمان نزدیک وِزل. دارای 220هزار گز درازاست و به رود رن ریزد
لغت نامه دهخدا
زاب
- زاب
- زو، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند طهماسب و از نسل فریدون پادشاه پیشدادی
فرهنگ نامهای ایرانی