جدول جو
جدول جو

معنی متموج

متموج
موج زننده،، موج دار، کنایه از دارای آشفتگی، پریشان
تصویری از متموج
تصویر متموج
فرهنگ فارسی عمید

واژه‌های مرتبط با متموج

متموج

متموج
بشدت موج زننده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بسیار موج دار وموج زننده و دریای مضطرب و متلاطم و دیوانه و خشمناک و دارای طوفان. (ناظم الاطباء). رجوع به تموج شود، شوریده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)
لغت نامه دهخدا

متمول

متمول
کسی که دارای تمول و ثروت باشد، دارندۀ مال، مال دار، ثروتمند
متمول
فرهنگ فارسی عمید