معنی مقدرت - فرهنگ فارسی عمید
معنی مقدرت
- مقدرت
- توانایی داشتن، قدرت، توانایی، نیرو، توانگری
تصویر مقدرت
فرهنگ فارسی عمید
واژههای مرتبط با مقدرت
مقدره
- مقدره
- مقدره در فارسی مونث مقدر بنگرید به مقدر مقدرت در فارسی توانش مونث مقدر، جمع مقدرات
فرهنگ لغت هوشیار
مقدرات
- مقدرات
- سرنوشتها و تقدیرات و قسمتها و نصیبها. (ناظم الاطباء)
لغت نامه دهخدا
مقترت
- مقترت
- آنکه هرچه بیابد بگیرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنکه هرچه بیابد بخورد. (از اقرب الموارد)
لغت نامه دهخدا