معنی سر به نیست کردن - فرهنگ فارسی عمید
معنی سر به نیست کردن
- سر به نیست کردن
- کنایه از معدوم ساختن، نابود کردن
تصویر سر به نیست کردن
فرهنگ فارسی عمید
واژههای مرتبط با سر به نیست کردن
سربه نیست کردن
- سربه نیست کردن
- معدوم کردن. پنهان کردن. سخت نهان کردن. از میان بردن
لغت نامه دهخدا
سربه نیست کردن
- سربه نیست کردن
- پنهان کردن، مخفی کردن، نهان کردن، گم وگور کردن، مفقود کردن، نیست کردن، معدوم کردن، نابود کردن، از بین بردن، کشتن
فرهنگ واژه مترادف متضاد