معنی جیاع
جیاع
جائع ها، گرسنگان، جمع واژۀ جائع
تصویر جیاع
فرهنگ فارسی عمید
واژههای مرتبط با جیاع
بیاع
بیاع
بها گذار میانجی فروشنده سوداگر بایع، بها کننده دلال خرید و فروش
فرهنگ لغت هوشیار
ریاع
ریاع
افزون شدن، فراوان گشتن
فرهنگ لغت هوشیار
جباع
جباع
کوته بالا، زشت رفتار زن
فرهنگ لغت هوشیار
جایع
جایع
گرسنه گرسنه، جمع جایمین (جائمین)
فرهنگ لغت هوشیار
جداع
جداع
مرگ، موت
فرهنگ لغت هوشیار
جماع
جماع
خودسری کردن جمع چیزی، نکاح، آمیزش
فرهنگ لغت هوشیار
جزاع
جزاع
نا شکیبا و زاری کننده
فرهنگ لغت هوشیار
جیاف
جیاف
آبچین دزد (آبچین کفن)
فرهنگ لغت هوشیار
جیاض
جیاض
خرامنده
فرهنگ لغت هوشیار