- بکرگویی
- نوگویی، نوآوری
معنی بکرگویی - جستجوی لغت در جدول جو
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
استعمار
واگویش
مونولوگ (Monologue) یا تک گویی در سینما و تئاتر به صحبت طولانی و یک طرفهٔ یک شخصیت در مقام یک کاراکتر اصلی داستان اشاره دارد. این صحبت معمولاً بدون وجود تعامل دیگر شخصیت ها صورت می گیرد و هدف آن نمایش دادن افکار، احساسات، یا تجربیات عمیق شخصیت است.
در سینما، مونولوگ معمولاً در قالب یک تکه طولانی از متن است که توسط یک شخصیت اصلی یا نقش اول اجرا می شود. این مونولوگ می تواند به صورت صریح (شخصیت به طور مستقیم با تماشاگر صحبت می کند) یا به صورت غیر صریح (تفکرها یا خاطراتی که بدون حضور فیزیکی شخصیت در صحنه نمایش داده می شوند) باشد.
مونولوگ ها معمولاً برای نمایش دادن افکار عمیق شخصیت، انتقال اطلاعات به تماشاگر در مورد زمینه داستان، یا برجسته کردن تحولات روانی و شخصیتی شخصیت استفاده می شوند. آنها ممکن است به عنوان ابزاری برای توسعه داستان، شناخت بیشتر شخصیت ها، و یا ایجاد تأملات عمیق تر در مخاطبان عمل کنند.
در مورد سینما، مونولوگ ها ممکن است در قالب یک صحنه طولانی باشند که به تنهایی در اوج نقطه عطف داستان قرار دارد و تأثیر بزرگی بر فهم تماشاگران داشته باشد.
گفتگو با خود که نقطه ی مقابل دیالوگ یعنی گفتگو با یکدیگر است. استفاده از این تمهید آسان و در عین حال مستلزم تجربه و مهارت است.
در سینما، مونولوگ معمولاً در قالب یک تکه طولانی از متن است که توسط یک شخصیت اصلی یا نقش اول اجرا می شود. این مونولوگ می تواند به صورت صریح (شخصیت به طور مستقیم با تماشاگر صحبت می کند) یا به صورت غیر صریح (تفکرها یا خاطراتی که بدون حضور فیزیکی شخصیت در صحنه نمایش داده می شوند) باشد.
مونولوگ ها معمولاً برای نمایش دادن افکار عمیق شخصیت، انتقال اطلاعات به تماشاگر در مورد زمینه داستان، یا برجسته کردن تحولات روانی و شخصیتی شخصیت استفاده می شوند. آنها ممکن است به عنوان ابزاری برای توسعه داستان، شناخت بیشتر شخصیت ها، و یا ایجاد تأملات عمیق تر در مخاطبان عمل کنند.
در مورد سینما، مونولوگ ها ممکن است در قالب یک صحنه طولانی باشند که به تنهایی در اوج نقطه عطف داستان قرار دارد و تأثیر بزرگی بر فهم تماشاگران داشته باشد.
گفتگو با خود که نقطه ی مقابل دیالوگ یعنی گفتگو با یکدیگر است. استفاده از این تمهید آسان و در عین حال مستلزم تجربه و مهارت است.
بد حرفی بد سخنی، غیبت تهمت افترا
با صراحت سخن گفتن صاف و پوست کنده حرف زدن
سخن راست و صریح و بی پرده و بی پروا گفتن، صراحت لهجه
توسرخ
وراجی، اکثار
عیبگو، آنکه فحش میدهد
پر حرفی روده درازی پر چانگی وراجی
سخن زشت گفتن، دشنام دادن
پرحرفی، زیاد حرف زدن، بسیار سخن گفتن
میوه ای از خانوداۀ مرکبات شبیه پرتقال توسرخ
یک رو بودن
بی ریایی، سادگی
Chatter, Chattiness, Verbose, Verboseness, Wordiness, Wordy
болтовня , многословный , многословие , многословие
Geschwätz, wortreich, Weitschweifigkeit, Geschwätzigkeit
балаканина , многослівний , багатослівність , багатослівність , багатослівний
paplanina, rozwlekły, wielomówność, gadatliwość
喋喋不休 , 赘述的 , 冗长 , 啰嗦的
tagarelice, verboso, verbosidade, prolixo
chiacchiericcio, verboso, verbosità, prolissità, prolisso
charlar, charla, verboso, verbosidad
bavardage, verbeux, verbosité
geklets, omstandig, breedsprakigheid, woordrijk
การพูดเรื่อยเปื่อย , พูดมาก , การใช้คำฟุ่มเฟือย , ความเยิ่นเย้อ , พูดมาก
omong kosong, bertele-tele, kebanyakan kata
هذرٌ , مطوّلٌ , إطالة ٱلكلام , إسهابٌ , مفصّلٌ
बकबक , शब्दाडंबर , शब्दबहुलता , शब्दाडंबर , लंबा
קשקוש , מיותר , דִּבּוּר מְרֻבֶּה , רִבּוּי מִלִּים , דברן
おしゃべり , 余計な言葉の , 冗長性 , 言葉が多い