معنی volare - جستجوی لغت در جدول جو
volare
پرواز کردن، پرواز کن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
volante
پروازان، فرمان
ادامه...
پَروازان، فَرمان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vocale
آوازی
ادامه...
آوازی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
virare
چرخیدن، چرخش
ادامه...
چَرخیدَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری پرتغالی به فارسی
voltar
بازگشتن، برای برگشتن
ادامه...
بازگَشتَن، بَرایِ بَرگَشتَن
دیکشنری پرتغالی به فارسی
violar
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری پرتغالی به فارسی
covare
تخم گذاری کردن، نوزادان
ادامه...
تُخم گُذاری کَردَن، نوزادان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
evocare
جادو کردن، برانگیختن
ادامه...
جادو کَردَن، بَراَنگیختَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
gelare
یخ زدن، منجمد کردن
ادامه...
یَخ زَدَن، مُنجَمِد کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
filare
نخ ریختن، چرخش
ادامه...
نَخ ریختَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
posare
قرار دادن، ژست گرفتن
ادامه...
قَرار دادَن، ژِست گِرِفتَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
salare
نمک پاشیدن، نمک
ادامه...
نَمَک پاشیدَن، نَمَک
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
svelare
آشکار کردن
ادامه...
آشکار کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
scolare
پوست کندن، مدرسه
ادامه...
پوست کَندَن، مَدرسِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
solare
خورشیدی
ادامه...
خُورشیدی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volcar
برگشت دادن، واژگون شدن، دفع کردن
ادامه...
بَرگَشت دادَن، واژگون شُدَن، دَفع کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
votare
رأی دادن
ادامه...
رأی دادَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volgare
بی ادب، مبتذل
ادامه...
بی اَدَب، مُبتَذَل
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volere
اراده داشتن، خوٰاستن
ادامه...
اِرادِه داشتَن، خوٰاستَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
violare
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volar
پرواز کردن، پرواز کن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
volcarse
واژگون شدن
ادامه...
واژگون شُدَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
violar
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
potare
حذف کردن، هرس کنید
ادامه...
حَذف کَردَن، هَرَس کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
solaire
خورشیدی
ادامه...
خُورشیدی
دیکشنری فرانسوی به فارسی
colère
خشم، عصبانیّت
ادامه...
خَشم، عَصَبانیَّت
دیکشنری فرانسوی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری فرانسوی به فارسی
volume
بلندی صدا، حجم
ادامه...
بُلَندی صِدا، حَجم
دیکشنری فرانسوی به فارسی
volant
پروازان، پرواز کردن
ادامه...
پَروازان، پَرواز کَردَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
pelare
پوست کندن
ادامه...
پوست کَندَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
tosare
بریدن، برشی
ادامه...
بُریدَن، بُرِشی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی