معنی virare - جستجوی لغت در جدول جو
virare
چرخیدن، چرخش
ادامه...
چَرخیدَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
rifare
دوباره کار کردن، دوباره انجام دهید
ادامه...
دُوبارِه کار کَردَن، دُوبارِه اَنجام دَهید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vibrar
لرزیدن، لرزش
ادامه...
لَرزیدَن، لَرزِش
دیکشنری پرتغالی به فارسی
curare
پرستاری کردن، درمان، درمان کردن، مراقبت کردن
ادامه...
پَرَستاری کَردَن، دَرمان، دَرمان کَردَن، مُراقِبَت کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
giurare
قسم خوردن، قسم بخور
ادامه...
قَسَم خُوردَن، قَسَم بُخُور
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
evitare
اجتناب کردن، اجتناب کنید، پرهیز کردن، پیشگیری کردن
ادامه...
اِجتِناب کَردَن، اِجتِناب کُنید، پَرهیز کَردَن، پیشگیری کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
filare
نخ ریختن، چرخش
ادامه...
نَخ ریختَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
firmare
امضا کردن، علامت بزنید
ادامه...
اِمضا کَردَن، عَلامَت بِزَنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
stirare
اتو کردن، را فشار دهید
ادامه...
اُتو کَردَن، را فِشار دَهید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
violare
شکستن، نقض کند، نقض کردن
ادامه...
شِکَستَن، نَقض کُنَد، نَقض کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vietare
ممانعت کردن، ممنوع کردن
ادامه...
مُمانِعَت کَردَن، مَمنوع کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
versare
ریختن، سپرده گذاری
ادامه...
ریختَن، سِپُردِه گُذاری
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
verace
راستگو، درست است
ادامه...
راستگو، دُرُست اَست
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
svitare
آچار کشیدن، باز کردن
ادامه...
آچار کِشیدَن، باز کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
variare
تغییر دادن، متفاوت است
ادامه...
تَغییر دادَن، مُتِفاوِت اَست
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vagare
سرگردان شدن، سرگردان
ادامه...
سَرگَردان شُدَن، سَرگَردان
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vigore
توانمندی، زور، قدرت
ادامه...
تَوَانَمَندی، زور، قُدرَت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vitale
حیاتی
ادامه...
حَیاتی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
mirare
هدف قرار دادن، هدف، هدف گذاری کردن
ادامه...
هَدَف قَرار دادَن، هَدَف، هَدَف گُذاری کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری فرانسوی به فارسی
virale
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
girare
چرخاندن، چرخش، چرخیدن، غلتیدن
ادامه...
چَرخاندَن، چَرخِش، چَرخیدَن، غَلتیدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vibrare
لرزیدن، لرزش
ادامه...
لَرزیدَن، لَرزِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
tirare
کشیدن، بکشید
ادامه...
کِشیدَن، بِکِشید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
virar
واژگون شدن، چرخیدن، وارونه کردن
ادامه...
واژگون شُدَن، چَرخیدَن، وارونِه کَردَن
دیکشنری پرتغالی به فارسی
vibrar
لرزیدن، لرزش
ادامه...
لَرزیدَن، لَرزِش
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
visage
چهره، صورت
ادامه...
چِهرِه، صورَت
دیکشنری فرانسوی به فارسی
vivace
پرشور، پر جنب و جوش، پرنشاط، زنده دل، سرزنده
ادامه...
پُرشور، پُر جُنب و جوش، پُرنَشَاط، زِندِه دِل، سَرزِندِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
minare
تضعیف کردن
ادامه...
تَضعیف کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
migrare
مهاجرت کردن، مهاجرت کنید
ادامه...
مُهاجِرَت کَردَن، مُهاجِرَت کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
votare
رأی دادن
ادامه...
رأی دادَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
volare
پرواز کردن، پرواز کن
ادامه...
پَرواز کَردَن، پَرواز کُن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vivere
زندگی کردن، زندگی می کنند
ادامه...
زِندِگی کَردَن، زِندِگی می کُنَند
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
citare
ارجاع دادن، نقل قول، نقل قول کردن
ادامه...
اِرجاع دادَن، نَقلِ قُول، نَقلِ قُول کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی