معنی virale - جستجوی لغت در جدول جو
virale
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
vibrare
لرزیدن، لرزش
ادامه...
لَرزیدَن، لَرزِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
virtuale
مجازی
ادامه...
مَجازی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
virulen
زهرآلود، بدخیم
ادامه...
زَهرآلود، بَدخیم
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
girare
چرخاندن، چرخش، چرخیدن، غلتیدن
ادامه...
چَرخاندَن، چَرخِش، چَرخیدَن، غَلتیدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
finale
نهایی
ادامه...
نَهایی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
rurale
روستایی
ادامه...
روستایی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vigile
بیدارانه، هشدار، مراقب، هوشیار
ادامه...
بیدارانِه، هُشدار، مُراقِب، هوشیار
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
verbale
زبانی، کلامی
ادامه...
زَبانی، کَلامی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vocale
آوازی
ادامه...
آوازی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
verace
راستگو، درست است
ادامه...
راستگو، دُرُست اَست
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
venale
فاسد، بازار
ادامه...
فاسِد، بازار
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
tirare
کشیدن، بکشید
ادامه...
کِشیدَن، بِکِشید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
viraal
ویروسی وار، ویروسی
ادامه...
ویروسی وار، ویروسی
دیکشنری هلندی به فارسی
Tirade
شکوه و شکایت، نطق غرّا
ادامه...
شِکوِه و شِکایَت، نُطقِ غَرّا
دیکشنری آلمانی به فارسی
tirade
شکوه و شکایت، فحش دادن
ادامه...
شِکوِه و شِکایَت، فُحش دادَن
دیکشنری هلندی به فارسی
vivace
پرشور، پر جنب و جوش، پرنشاط، زنده دل، سرزنده
ادامه...
پُرشور، پُر جُنب و جوش، پُرنَشَاط، زِندِه دِل، سَرزِندِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
vitale
حیاتی
ادامه...
حَیاتی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
viral
ویروسی وار، ویروسی
ادامه...
ویروسی وار، ویروسی
دیکشنری آلمانی به فارسی
virare
چرخیدن، چرخش
ادامه...
چَرخیدَن، چَرخِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
viral
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
viral
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری فرانسوی به فارسی
viral
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری پرتغالی به فارسی
viral
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
viral
ویروسی
ادامه...
ویروسی
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
viable
عملی، قابل دوام، قابل اجرا
ادامه...
عَمَلی، قابِلِ دَوام، قابِلِ اِجرا
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
serale
عصر
ادامه...
عَصر
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
Circle
دور زدن، دایره
ادامه...
دُور زَدَن، دایِرِه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
morale
اخلاقیات، اخلاقی
ادامه...
اَخلاقیات، اَخلاقی
دیکشنری فرانسوی به فارسی
vorace
گرسنه، حریص
ادامه...
گُرُسنِه، حَریص
دیکشنری فرانسوی به فارسی
visage
چهره، صورت
ادامه...
چِهرِه، صورَت
دیکشنری فرانسوی به فارسی
viable
عملی، قابل دوام
ادامه...
عَمَلی، قابِلِ دَوام
دیکشنری فرانسوی به فارسی
mirare
هدف قرار دادن، هدف، هدف گذاری کردن
ادامه...
هَدَف قَرار دادَن، هَدَف، هَدَف گُذاری کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
murale
نقّاش دیواری، نقّاشی دیواری
ادامه...
نَقَّاش دیواری، نَقّاشی دیواری
دیکشنری ایتالیایی به فارسی