معنی portare - جستجوی لغت در جدول جو
portare
حمل کردن، آوردن
ادامه...
حَمل کَردَن، آوَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
mortale
کشنده، فانی
ادامه...
کُشَندِه، فانی
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
portata
دامنه
ادامه...
دامَنِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
pompare
پمپ کردن، پمپ
ادامه...
پُمپ کَردَن، پُمپ
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
tostare
بر تست کردن، نان تست
ادامه...
بَر تِست کَردَن، نان تِست
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
tornare
برگشتن، بازگشت، بازگشتن
ادامه...
بَرگَشتَن، بازگَشت، بازگَشتَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
esortare
ترغیب کردن، تشویق، فشار آوردن
ادامه...
تَرغِیب کَردَن، تَشوِیق، فِشار آوَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
lottare
جستجو کردن، مبارزه کن، دست و پنجه نرم کردن، کشتی گرفتن، مبارزه کردن
ادامه...
جُستُجو کَردَن، مُبارِزِه کُن، دَست و پَنجِه نَرم کَردَن، کُشتی گِرِفتَن، مُبارِزِه کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
montare
صعود کردن، راه اندازی کنید
ادامه...
صُعود کَردَن، راه اَندازی کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
forzare
اجبار کردن، زور
ادامه...
اِجبار کَردَن، زور
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
porter
پوشیدن، حمل کردن، شانه زدن
ادامه...
پوشیدَن، حَمل کَردَن، شانِه زَدَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
portée
دامنه
ادامه...
دامَنِه
دیکشنری فرانسوی به فارسی
cortar
برش کردن، برش دادن، بریدن، قطع کردن
ادامه...
بُرِش کَردَن، بُرِش دادَن، بُریدَن، قَطع کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
potere
توانستن، آب نبات، قدرت
ادامه...
تَوانِستَن، آب نَبات، قُدرَت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
votare
رأی دادن
ادامه...
رأی دادَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
posare
قرار دادن، ژست گرفتن
ادامه...
قَرار دادَن، ژِست گِرِفتَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
formare
شکل دادن، فرم
ادامه...
شَکل دادَن، فُرم
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
contare
حساب کردن، شمارش، شمارش کردن
ادامه...
حِساب کَردَن، شُمارِش، شُمارِش کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
asportare
حذف کردن، حذف کنید
ادامه...
حَذف کَردَن، حَذف کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
Torture
شکنجه دادن، شکنجه
ادامه...
شِکَنجِه دادَن، شِکَنجِه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
deportare
اخراج کردن، تبعید
ادامه...
اِخراج کَردَن، تَبعِید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
esportare
صادر کردن، صادرات
ادامه...
صادِر کَردَن، صادِرات
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
importare
مهمّ بودن، واردات، وارد کردن
ادامه...
مُهِمّ بودَن، وارِدات، وارِد کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
potare
حذف کردن، هرس کنید
ادامه...
حَذف کَردَن، هَرَس کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
posture
حالت بدن، وضعیت بدن
ادامه...
حالَت بَدَن، وَضعِیَت بَدَن
دیکشنری فرانسوی به فارسی
portable
قابل حمل
ادامه...
قابِلِ حَمل
دیکشنری فرانسوی به فارسی
partire
ترک کردن، شروع کنید
ادامه...
تَرک کَردَن، شُروع کُنید
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
costare
هزینه داشتن، هزینه
ادامه...
هَزینِه داشتَن، هَزینِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
parlare
حرف زدن، صحبت کنید، صحبت کردن
ادامه...
حَرف زَدَن، صُحبَت کُنید، صُحبَت کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
provare
اثبات کردن، سعی کنید، تمرین کردن، سعی کردن
ادامه...
اِثبات کَردَن، سَعی کُنید، تَمرین کَردَن، سَعی کَردن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
scortare
همراهی کردن، اسکورت
ادامه...
هَمراهی کَردَن، اِسکورت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
spostare
جابجا کردن، حرکت کنید، حرکت دادن
ادامه...
جابِجا کَردَن، حَرَکَت کُنید، حَرَکَت دادَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
sporcare
آلودگی کردن، کثیف، آلوده کردن
ادامه...
آلودِگی کَردَن، کَثیف، آلودِه کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
portabel
قابل حمل
ادامه...
قابِلِ حَمل
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
urtare
برخورد کردن، دست انداز، کوبیدن
ادامه...
برخورد کَردَن، دَست اَنداز، کوبیدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی