معنی lana - جستجوی لغت در جدول جو
lana
پشم
ادامه...
پَشم
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
lana
پشم
ادامه...
پَشم
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
wziąć na kolana
در آغوش گرفتن، بغل کردن
ادامه...
دَر آغوش گِرِفتَن، بَغَل کَردَن
دیکشنری لهستانی به فارسی
de lana
پشمی
ادامه...
پَشمی
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
planarità
تختی، مسطّح بودن
ادامه...
تَختی، مُسَطَّح بودَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
de maneira plana
به طور صاف، به صورت صاف
ادامه...
بِه طُورِ صاف، بِه صورَتِ صاف
دیکشنری پرتغالی به فارسی
explanar
توضیح دادن، توضیح دهید
ادامه...
توضیح دادَن، تُوضِیح دَهید
دیکشنری پرتغالی به فارسی
secara triwulanan
فصلی، فصلنامه
ادامه...
فَصلی، فَصلنامِه
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
grossolanamente
خشن، تقریباً
ادامه...
خَشِن، تَقریباً
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
secara bulanan
ماهانه، به صورت ماهانه
ادامه...
ماهانِه، بِه صورَتِ ماهانِه
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
memasangkan pelana
زین گذاشتن، زین
ادامه...
زین گُذاشتَن، زین
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
di lana
پشمی، از پشم
ادامه...
پَشمی، اَز پَشم
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
açıklanamaz bir şekilde
به طور غیرقابل توضیح، غیر قابل توضیح، به طرز غیرقابل توضیح
ادامه...
بِه طُورِ غِیرِقابِلِ تَوضِیح، غِیرِ قابِلِ تُوضِیح، بِه طَرزِ غِیرِقابِلِ تَوضِیح
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
açıklanamaz
غیرقابل توضیح
ادامه...
غِیرِقابِلِ تَوضِیح
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
açıklanabilir bir şekilde
به طور قابل توضیح، به صورت قابل توضیح
ادامه...
بِه طُورِ قابِل تَوضِیح، بِه صورَتِ قابِلِ تُوضِیح
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
açıklanabilir
قابل توضیح
ادامه...
قابِلِ تَوضِیح
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
arzulananlık
خوٰاستنی بودن، مطلوبیّت
ادامه...
خوٰاستَنی بودَن، مَطلوبیَّت
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
mabuk perjalanan
درد سفر، بیماری حرکت
ادامه...
دَرد سَفَر، بیماری حَرَکَت
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
aplanado
صاف شده، مسطّح شده
ادامه...
صاف شُدِه، مُسَطَّح شُدِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
pana
وسیع، گسترده، سراسری، عریض
ادامه...
وَسیع، گَستَردِه، سَراسَری، عَریض
دیکشنری سواحیلی به فارسی
fana
فانی
ادامه...
فانی
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
lang
بلند، طولانی
ادامه...
بُلَند، طولانی
دیکشنری آلمانی به فارسی
mana
کدام، کجا
ادامه...
کُدام، کُجا
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
rana
زخم، جای زخم
ادامه...
زَخم، جای زَخم
دیکشنری لهستانی به فارسی
lata
سال ها، سالانه
ادامه...
سال ها، سالانِه
دیکشنری لهستانی به فارسی
sana
بسیار، خیلی زیاد، به شدّت
ادامه...
بِسیار، خِیلی زیاد، بِه شِدَّت
دیکشنری سواحیلی به فارسی
lang
بلند، طولانی
ادامه...
بُلَند، طولانی
دیکشنری هلندی به فارسی
aplanar
هموار کردن، مسطّح کردن
ادامه...
هَموار کَردَن، مُسَطَّح کَردَن
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
laza
آزاد، کرفس
ادامه...
آزاد، کَرَفس
دیکشنری سواحیلی به فارسی
laana
شیطانی، نفرین، دنیء
ادامه...
شِیطانی، نِفرین، دَنیء
دیکشنری سواحیلی به فارسی
ana
اصلی
ادامه...
اَصلی
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
villanamente
شنیع، به طرز شرورانه
ادامه...
شَنیع، بِه طَرزِ شَرورانِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
de manera plana
به طور صاف، به صورت مسطّح
ادامه...
بِه طُورِ صاف، بِه صورَتِ مُسَطَّح
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
jalanan
خیابانی، خیابان
ادامه...
خیابانی، خیابان
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
arzulanan
مورد علاقه، مورد نظر
ادامه...
مُورِدِ عَلاقِه، مُورِد نَظَر
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی