معنی duro - جستجوی لغت در جدول جو
duro
سخت
ادامه...
سَخت
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
duro
سخت
ادامه...
سَخت
دیکشنری پرتغالی به فارسی
duro
سخت
ادامه...
سَخت
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
puro
محض، خالص
ادامه...
مَحض، خالِص
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
puro
محض، خالص
ادامه...
مَحض، خالِص
دیکشنری پرتغالی به فارسی
dużo
بسیار، متعدّد
ادامه...
بِسیار، مُتَعَدِّد
دیکشنری لهستانی به فارسی
puro
محض، خالص
ادامه...
مَحض، خالِص
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
dur
سخت
ادامه...
سَخت
دیکشنری فرانسوی به فارسی
inmaduro
نارس، نابالغ
ادامه...
نارَس، نابالِغ
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
maduro
بالغ، رسیده
ادامه...
بالِغ، رِسیدِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
maduro
رسیده، بالغ
ادامه...
رِسیدِه، بالِغ
دیکشنری پرتغالی به فارسی
gorduroso
چرب
ادامه...
چَرب
دیکشنری پرتغالی به فارسی