معنی barcollante - جستجوی لغت در جدول جو
barcollante
لنگان، سرسام آور
ادامه...
لَنگان، سَرسام آوَر
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
barcollare
دست و پا زدن، تلو تلو خوردن، لرزش داشتن، لنگ لنگان راه رفتن، لنگیدن، ناپایدار بودن
ادامه...
دَست و پا زَدَن، تِلو تِلو خُوردَن، لَرزِش داشتَن، لَنگ لَنگان راه رَفتَن، لَنگیدَن، ناپایدار بودَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی