معنی arbitrare - جستجوی لغت در جدول جو
arbitrare
داوری کردن، داور
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَر
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
Arbitrate
داوری کردن، داوری
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَری
دیکشنری انگلیسی به فارسی
arbitre
داور
ادامه...
داوَر
دیکشنری فرانسوی به فارسی
arbitraj
آربیتراژ
ادامه...
آربیِتراژ
دیکشنری ترکی استانبولی به فارسی
arbitraż
آربیتراژ، اتوپیایی، داوری، داوری کند
ادامه...
آربیِتراژ، اُتُوپیایی، داوَری، داوَری کُنَد
دیکشنری لهستانی به فارسی
abituare
عادت دادن، عادت کن
ادامه...
عادَت دادَن، عادَت کُن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
arbitrer
داوری کردن، داوری کند
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَری کُنَد
دیکشنری فرانسوی به فارسی
arbitreren
داوری کردن، داوری کند
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَری کُنَد
دیکشنری هلندی به فارسی
Arbitrage
آربیتراژ
ادامه...
آربیِتراژ
دیکشنری انگلیسی به فارسی
arbitrato
داوری
ادامه...
داوَری
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
arbitrage
آربیتراژ، داوری
ادامه...
آربیِتراژ، داوَری
دیکشنری فرانسوی به فارسی
arbitragem
آربیتراژ، داوری
ادامه...
آربیِتراژ، داوَری
دیکشنری پرتغالی به فارسی
Arbitrage
آربیتراژ
ادامه...
آربیِتراژ
دیکشنری آلمانی به فارسی
arbitrar
داوری کردن، داوری کند
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَری کُنَد
دیکشنری پرتغالی به فارسی
arbitrar
داوری کردن، داوری کند
ادامه...
داوَری کَردَن، داوَری کُنَد
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
arbitrage
آربیتراژ، داوری
ادامه...
آربیِتراژ، داوَری
دیکشنری هلندی به فارسی
arbitrase
آربیتراژ، داوری
ادامه...
آربیِتراژ، داوَری
دیکشنری اندونزیایی به فارسی
arbitraje
آربیتراژ، داوری
ادامه...
آربیِتراژ، داوَری
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
abitare
سکونت داشتن، ساکن شدن
ادامه...
سُکونَت داشتَن، ساکِن شُدَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی