معنی aiutante - جستجوی لغت در جدول جو
aiutante
کمک کننده
ادامه...
کُمَک کُنَندِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
ayudante
کمک کننده، دستیار، یاری کننده
ادامه...
کُمَک کُنَندِه، دَستیار، یاری کُنَندِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
distante
دور از دیگران، دور
ادامه...
دور اَز دیگَران، دور
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
ajudante
یاری کننده، کمک کننده
ادامه...
یاری کُنَندِه، کُمَک کُنَندِه
دیکشنری پرتغالی به فارسی
abitante
ساکن
ادامه...
ساکِن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
distante
دور از دسترس، دور، دور از دیگران
ادامه...
دور اَز دَسترَس، دور، دور اَز دیگَران
دیکشنری پرتغالی به فارسی
distante
دور از دیگران، دور
ادامه...
دور اَز دیگَران، دور
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
mutante
جهش یافته
ادامه...
جَهش یافتِه
دیکشنری اسپانیایی به فارسی
aiutare
کمک کردن، کمک کند
ادامه...
کُمَک کَردَن، کُمَک کُنَد
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
mutante
جهش یافته
ادامه...
جَهش یافتِه
دیکشنری پرتغالی به فارسی
mutante
تغییری، جهش یافته
ادامه...
تَغییری، جَهش یافتِه
دیکشنری ایتالیایی به فارسی