معنی affinare - جستجوی لغت در جدول جو
affinare
تصفیه کردن، پالایش
ادامه...
تَصفِیَه کَردَن، پالایِش
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
پیشنهاد واژه بر اساس جستجوی شما
affilare
تیز کردن
ادامه...
تیز کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affidare
واگذار کردن، سپردن
ادامه...
واگُذار کَردَن، سِپُردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
abbinare
جفت کردن، مطابقت دادن، مساوی بودن
ادامه...
جُفت کَردَن، مُطابِقَت دادَن، مُساوی بودَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affondare
غرق شدن
ادامه...
غَرق شدن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affittare
اجاره دادن، اجاره، اجاره کردن
ادامه...
اِجارِه دادَن، اِجارِه، اِجارِه کَردَن
دیکشنری ایتالیایی به فارسی
affiner
تصفیه کردن، پالایش کنید
ادامه...
تَصفِیَه کَردَن، پالایِش کُنید
دیکشنری فرانسوی به فارسی
afinar
کاهش دادن، لحن
ادامه...
کاهِش دادَن، لَحن
دیکشنری پرتغالی به فارسی